قهرمان ميرزا عين السلطنه
4955
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خود قزوين و اطراف قزوين هم كه آب نيست و اين باغات مو هم ديم است . فقط زمستان آب مىدهند . مرحوم سيد على خان از اجداد رفعت السلطان و حاجى ميرزا تقى حاضر ، بندى در جلوى اين رود بنا كرده بوده است كه گويا به اتمام نرسيد و فقط آثار آن باقى است . سپهسالار به مشورت مهندسين روسى و معمارهاى ايرانى مشغول ساختن اين بند شده است . سيصد هزار تومان برآورد خرج آن شده . تا هوا مناسب بود تا روزى هزار عمله و بنا كار مىكرد و نان را هم در همانجا از گندم شخصى سپهسالار يك من پنج هزار به آنها مىفروختند و دو قران به عمله اجرت مىدادند . سه رشته سد بنا مىكنند كه فشار آب خراب نكند . معدن سنگ از اتفاقات و اقبال سپهسالار براى تختهسنگ كار دشوار بود ، مىبايست از مسافت بعيده بياورند . صاحبان معدن هم قيمت را بالا بردند . بناى تفتيشى را در كوههاى بارجين و مجاور سد گذاشتند و يك معدن سنگ سبز بسياربسيار خوبى مكشوف شد كه به مراتب سنگ آن عالىتر از سنگ معادن قديم بود و به هر اندازه هم بخواهند تختهسنگ بيرون مىآيد و اين معدن به واسطهء قرب مسافت و نيكوئى از آن قديميها براى عمارات شهر بهتر و نافعتر و ارزانتر تمام مىشود . چون عرابه هم تا آنجا كار مىكند از اين جهت هم بر معدن قديم رجحان و برترى دارد . يك عشرى هم سپهسالار به اين معدن برقرار كرد و خرج سد را هم مبلغها كم كرد . اين بند اگر تمام شود « 1 » آب قزوين فراوان مىشود و اراضى باير آن كلا داير مىشود بلكه به واسطهء احداث باغات هواى قزوين هم خوب خواهد شد . البته منافع آن هم بسيار خواهد بود ، چه براى سپهسالار ، چه براى ساير مردم . حالا بايد دعا كرد با همه بديها كه سپهسالار كرده تا اتمام اين بند زنده باشد كه اگر بميرد مثل همان بند سيد على خان مىشود . سهشنبه دهم ربيع الاولى ، سيم درجهء جدى - هوا سرد است اما خشك . اثرى از برف نيست . هرقدر سال لوىئيل به ما در اينجا خوش گذشت امسال از دماغمان بيرون آمد . نمىدانم از قدم عين الملوك و مهرماه خانم بود يا از چيز ديگر كه همه شب ما عيش و شادى داشتيم . بهمن مرد ، اين خانه پاك بىسروصدا شد . عباس هم تمام باطنا در فكر اوست و تنها شده ، قالمقال و بازى نمىكند .
--> ( 1 ) - خراب شد . ويران شد . ازبس كه از روى علم و هندسه ساخته شده بود . ( يادداشت مؤلف )